X
تبلیغات
روانشناسی تربیتی

روانشناسی تربیتی

اطلاعات در مورد رشته ها وگرایشهای روانشناسی به خصوص روانشناسی تربیتی

نقد کتاب سانتراک

کتاب روانشناسی تربیتی اثر جان دبلیو سانتراک ،کتابی جامع ،کامل و قابل فهم حتی برای کسانی است که اولین بار کتابی در زمینه روانشناسی تربیتی مطالعه میکنند . این کتاب دارای مزیت های زیادی است از جمله اینکه هر فصل این کتاب با ارائه مثالهای عینی و ملموس به فهماندن مطلب به مخاطب کمک دو چندانی می کند . یکی از نکات کلیدی و آموزشی و هم چنین از نظر شناختی این کتاب ، آوردن کلید واژه های هر صفحه در کنار آن صفحه و توضیح مختصر در مورد آن است که با این شگرد فهم مطلب و بازخوانی آن مطلب برای خواننده راحت تر می شود . هم چنین برای بعضی موضوعات استفاده از کاریکاتورهای جذاب ،رساندن پیامهای آموزشی را دو چندان میکند . یکی دیگر از نکات خوب و کاربردی این کتاب ،قرار دادن پایگاههای اینترنتی، جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر است هم چنین مزیت دیگر آن وجود توصیه های کوتاه آموزشی است که برای هر معلم و مربی کاملا ملموس و قابل درک است . همچنین ذکر نمونه هایی از نظرات دانش آموزان درباره کلاس و معلم ، فهم کتاب و مسایل تربیتی را قابل فهم تر جلوه می دهد.

مقایسه با کتاب روانشناسی پرورشی نوین اثر دکتر علی اکبر سیف:

کتاب سانتراک با 16 فصل و 623 صفحه موضوعات بیشتری را نسبت به کتاب سیف با 22 فصل و 708 صفحه تحت پوشش قرار داده است. چرا که کتاب دکتر سیف موضوعات مرتبط به هم را کمی پراکنده تر کرده و توضیحات علمی و نه کاربردی درباره هر موضوع داده است اما کتاب سانتراک موضوعات کاربردی تر  و جدید تری را در خود جای داده است. کتاب سانتراک موضوعاتی از قبیل : فرهنگ و قومیت ،آموزش چند فرهنگی،دانش آموزان استثنایی،یادگیری و شناخت در زمینه محتوایی  و مدیریت کلاس را آورده که کتاب سیف در این زمینه ها مسایل و مباحثی را مطرح نکرده است. ولی کتاب دکتر سیف دارای توالی مفهومی و مو ضوعی است که هر فصل به صورت مقدمه ای برای فصل جدید است . کتاب دکتر سیف در ابتدای هر فصل ،دارای یک پیش سازماندهنده است که با توجه به آن پیش سازمان دهنده ،ذهن آمادگی برای یادگیری مطلب جدید را پیدا میکند . اما کتاب سانتراک در ابتدای هر فصل یک بحث به نام تجربه های تدریس آورده که مربوط به موضوع آن فصل است که از لحاظ کاربردی اهمیت بیشتری دارد.

همچنین از لحاظ حجمی  کتاب سیف در قطع کوچکتر است که خواننده با دیدن حجم کتاب از خواندن کتاب دلسرد نمی شود ولی کتاب سانتراک در قطع بزرگتری است که شاید خواننده در نگاه اول از خواندن کتاب مایوس شود.

کتاب سانتراک به ترتیب هر فصل به موضوعات زیر اشاره کرده است:

فصل اول با عنوان روانشناسی تربیتی ابزاری برای تدریس برتر،به توضیح درباره مفهوم این موضوع پرداخته و همچنین زمینه تاریخی این رشته را مورد کاوش قرار داده است،هم چنین عوامل کلیدی را برای تدریس بهتر را بازگو کرده است و انواع پژوهش در این زمینه را معرفی و توضیح داده است .

فصل دوم درباره رشد شناختی و زبان است که اول درمورد اهمیت مطالعه رشد در این زمینه پرداخته و سپس دوره های رشد و نمو و همچنین دیدگاه رشد شناختی پیاژه را به صورت کاملا مبسوط توضیح داده است و سپس مفاهیم نظریه ویگوتسکی را توضیح داده و آن را با نظریه پیاژه مقایسه کرده است و همچنین درباره رشد زبان و و عوامل موثر براین رشد توضیحاتی را ارائه کرده است.

فصل سوم در مورد زمینه های اجتماعی و رشد اجتماعی –عاطفی است که در ابتدا نظریه های معاصر رشد نظیر نظریه برنر و اریکسون را آورده که هرکدام از این نظریه ها را با اصول کلی آن بیان کرده است،سپس توضیحاتی در مورد زمینه های اجتماعی رشد از قبیل خانواده ،همسالان و مدرسه داده است . همچنین در زمینه رشد اجتماعی-عاطفی و زیر شاخه های آن از قبیل خود و رشد اخلاقی صحبت کرده است.

فصل چهارم در زمینه تفاوتهای فردی است که در ابتدا در مورد هوش( آزمونهای هوش فردی ،آزمونهای فردی در برابر آزمونهای گروهی ،نظریه هوش چند گانه،مباحث و مسایل هوش)به توضیح پرداخته است و سپس در مورد شیوه های یادگیری و تفکر به صحبت پرداخته است که در مورد  دو شاخگی شیوه های یادگیری و تفکر ،ارزشیابی شیوه های یادگیری و تفکر به بحث پرداخته است.همچنین در انتهای فصل در مورد شخصیت و خلق وخوست که در مورد این دو مسئله به صورت مبسوط توضیحاتی را ارائه داده است.

فصل پنجم در مورد گوناگونی اجتماعی –فرهنگی است که در ابتدا مفاهیم فرهنگ ،موقعیت اقتصادی-اجتماعی،قومیت و مسئله زبان را مورد تعریف قرار داده است.و بعد از آن به توضیح مفاهیم آموزش چند فرهنگی ،توانمند سازی مرتبط با فرهنگ،آموزش موضوع مدار و بهبود روابط میان کودکان متعلق به گروههای قومی گوناگون به صحبت پرداخته است که موضوعاتی کاربردی برای دنیای امروزی است. و در انتها در باره  دیدگاههای گوناگون در مورد شکل گیری جنسیت ،تفاوتها ،شباهتها و کلیشه سازی های جنسیتی ،طبقه بندی نقش جنسیت و جنسیت در زمینه های گوناگون و همچنین از بین بردن تعصب های جنسیتی سلسله مباحث جالبی را عنوان کرده است.

فصل ششم در ابتدا ویژگی های افراد معلول از جمله اختلالات حسی،جسمی ،عقب افتادگی ذهنی،اختلالات زبانی و گفتاری ،ناتوانایی های فراگیری و اختلالات رفتاری و عاطفی را مورد تعریف قرار داده است ،سپس درباره موضوعات آموزشی مربوط به کودکان مبتلا به ناتوانی از جمله جنبه های حقوقی ،جایابی و امکانات ،مشارکت خانواده ها در آموزش  وفناوری را به صورت کامل مورد بحث قرار داده است. وسپس  ویژگی های کودکان تیز هوش را آورده است ،همچنین پژوهشهای کلاسیک ترمن و در انتها در مورد شیوه ی آموزش به کودکان تیزهوش توضیحاتی را ارائه داده است.

فصل هفتم در باره دیدگاههای شناختی رفتاری و اجتماعی است که دارای وجه اشتراکات زیادی با کتاب دکتر سیف است اما یک بحث جدید و جالب در آن در مورد تحلیل رفتار کاربردی در آموزش است وهمچنین به ارزیابی نظریه شرطی سازی عامل و تحلیل رفتار کاربردی پرداخته است. ولی بقیه مباحث در کتاب دکتر سیف نیز بیان شده است.

فصل هشتم در باره دیدگاه پردازش اطلاعات است که مشترک با فصل هفتم کتاب دکتر سیف است منتها بعضی مباحث از قبیل دیدگاه زیگلر،مهارت و تدریس ،همچنین  الگوی اطلاعات پردازی خوب و راهکارها و کنترل فراشناختی، از جمله مباحثی است که در کتاب دکتر سیف نیست.

فصل نهم درباره فرایندهای شناختی پیچیده است؛از جمله مفهوم ،تفکر ،حل مساله و انتقال را مورد بررسی قرار داده است.

فصل دهم درباره رویکردهای ساخت گرایی اجتماعی است که دارای وجه اشتراک با فصل هشتم کتاب دکتر سیف است ولی دکتر سیف آن را با عنوان نظریه های یادگیری سازنده گرایی آورده است . کتاب سانتراک  اصول این نظریه از جمله داربست زدن،نو آموزی شناختی،تدریس خصوصی و یادگیری مشارکتی را توضیح داده است همچنین درباره سازماندهی کارگروههای کوچک و ایجاد تعاملات گروهی به توضیح پرداخته است. ودر انتهای فصل برنامه های ساخت گرایی اجتماعی را از جمله: پرورش اجتماعی از فراگیران ،مدرسه برای تفکرو مدرسه مشارکتی را بیان کرده است.

فصل یازدهم که فصلی کاربردی برای مربیان و معلمان است درباره یادگیری و شناخت در زمینه های محتوایی است در ابتدا درمورد دانش تخصصی و آموزش محتوا به تعریف پرداخته است و سپس درباره خواندن ،نوشتن ،ریاضیات ،علوم و علوم اجتماعی  مباحث کاربردی برای معلمان را مطرح کرده است در زمینه خواندن مدل رشد شناختی،رویکردهای خواندن ،رویکردهای شناختی و رویکردهای ساخت گرایی اجتماعی را در زمینه خواندن عنوان کرده است. در زمینه نوشتن نیز  زمینه های  تغییرات رشدی و رویکردهای شناختی و ساخت گرایی اجتماعی را بیان کرده است . در مبحث ریاضیات نیز تغییرات رشدی،اختلاف نظر در آموزش ریاضی ، اصول ساخت گرایانه و فناوری آموزش ریاضی را به چالش کشیده است . در مبحث علوم ؛تفکر علمی،آموزش علوم و راهبردهای تدریس ساخت گرایانه را مطرح کرده است.در مبحث علوم اجتماعی ؛مفهوم علوم اجتماعی را شرح داده است و رویکردهای ساخت گرایانه در این مبحث را نشان داده است.

فصل دوازدهم درباره برنامه ریزی ،آموزش و فناوری است که در ابتدا مفاهیم برنامه ریزی آموزشی و محدوده های زمانی و برنامه ریزی را توضیح داده است سپس مفاهیم برنامه ریزی درسی معلم محور،آموزش مستقیم،راهبردهای آموزشی معلم محور و ارزیابی آموزش معلم محور را بیان کرده است. سپس درباره برنامه ریزی و آموزش فراگیر محور به بحث پرداخته که اصول فراگیر محور،راهبردهای آموزشی فراگیر محور وسپس به  ارزیابی آموزش محور پرداخته است.و در انتهای فصل در رابطه با انقلاب فناوری،اینترنت،فناوری و گوناگونی اجتماعی،ملاکهای سواد فناوری دانش آموزان و کار کامپیوتری فراگیر مطالبی را عنوان کرده است.

فصل سیزدهم در باره انگیزه ،آموزش و یادگیری است که مشترک با فصل نهم کتاب دکتر سیف است و تنها مبحث متفاوت با کتاب سیف مبحث دانش آموزان مشکل دار است.

فصل چهاردهم در باره مدیریت کلاس است که مبحثی جدید و متفاوت است که در کتاب دکتر سیف به آن اشاره ای نشده است؛اول به توضیح این مطلب پرداخته است که چرا کلاسهای درس باید به نحوی مطلوب ارائه شود و درباره مدیریت  در کلاس های مدارس ابتدایی،متوسطهسپس در باره موضوعاتی چون کلاس شلوغ ،پیچیده و بالقوه بی نظم پرداخته در باره اهداف و راهکارهای مدیریت  پرداخته همچنین در ادامه مباحث درباره شیوه ها و اصول آموزش کلاسی پرداخته است همچنین درباره راهکارهای کلی برای خلاقیت ،تدریس و حفظ قوانین و روال کار و واداشتن دانش آموزان به همکاری توضیحاتی را ارائه کرده است همچنین نکات  جالبی در باره مهارتهای سخن گفتن ،گوش دادن،و برقراری ارتباط غیر کلامی ذکر کرده است و در آخر فصل راهکارهایی برای مدیریت کلاس و برخورد با پرخاشگری آورده است.

فصل پانزدهم درباره آزمونهای استاندارد شده است که در ابتدا به توضیح مفهومی آزمون استاندارد شده پرداخته است هدفهای این آزمون را بیان کرده و بین آزموهای استعداد و پیشرفت تحصیلی به مقایسه پرداخته همچنین درباره نقش معلم در آماده سازی دانش آموزان برای شرکت در آزمون و همچنین در باره طرز تفسیر نتایج آزمون به بحث پرداخته است.

فصل شانزدهم درباره ارزشیابی کلاسی است که تقریبا بیشتر مباحث آن با فصل 22 کتاب دکتر سیف مشترک است.

در کل ،کتاب سانتراک مثل یک کتاب گام به گام برای معلم است که معلمان و مربیان  در برخورد با چالشهای احتمالی کلاس میتوانند از آن به عنوان یک مرجع استفاده کنند. اما کتاب دکتر سیف یک ماهیت دانشگاهی دارد و برای استفاده دانشجویان و افزایش بار علمیشان مفید تر از کتاب سانتراک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 11:32  توسط فهیمه رستگاری  | 

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن

مقدمه: یکی از مهم ترین بحث های فلسفه، مسأله خودآگاهی است که این مسأله بیش از همه در فلسفه ذهن مورد بررسی قرار گرفته است. اما منظور از ذهن در این جا چیست؟ آیا امور ذهنی با امور دیگر نیز در ارتباط هستند؟ روش این نوع از فلسفه چیست؟

 در پاسخ به سئوالات بالا باید گفت: موضوع فلسفه ذهن، صحبت در مورد حالات ذهنی و ارتباط آن با امور غیر ذهنی است. در واقع، در فلسفه ذهن، از ماهیت ذهن بحث نمی شود، بلکه  آن چه در آن مهم است، این است که خواص و رخدادهایی در ذهن وجود دارد که با امور فیزیکی متفاوت است و این حالات ذهنی با امور فیزیکی در ارتباطند.

روشها: روش فلسفه ذهن، تحلیلی است که در آن با روش تجزیه و تحلیل، مسائل را مورد تحقیق قرار می دهند،در واقع فیلسوفان تحلیلی ترجیح میدهند مسایل انسانی را یک به یک مورد مطالعه قرار دهند و از به وجود آوردن تئوریهای کلی و نظری خودداری کنند. همچنین روش پدیدارشناسی که به طور کلی نتایج و دستاوردهای پرباری در مطالعه ذهن و ارتباط آن با بدن داشته است. این روش، که همان بازگشت به خود و خودشناسی است نیز از روش های فلسفه ذهن است، اما این روش چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

یافته ها:فلسفه ذهن با دو مقوله نزدیکی دارد یکی مسئله نفس که برای آگاهی سازی به آن نیاز اولیه دارد و دیگری مولفه مغز که بدون آن آگاهی سازی غیر ممکن است.همچنین  فلسفه ذهن شاخه ای از علوم معرفت شناسی است -که در فلسفه غرب به عنوان علوم شناختی مطرح است-، ولی در واقع ذهن شناسی مقوله ای همردیف با معرفت شناسی نیست.معرفت شناسی نگاهی عقلانی-منطقی به مباحث معرفتی است در حالی که مولفه های ذهن به تناسب متفاوت است و بستگی دارد که ذهن را چه بدانید که در اینصورت مولفه های آن مشخص میشود. با این حال، در فلسفه ذهن از ماهیت ذهن بحث نمی شود. همچنین، فلسفه ذهن با پیش فرضهای هستی شناسانه­ی خاصی، بحث های خود را آغاز می کند، و آن این است که موجود بودن ذهن مهم است، نه این که ماهیت ذهن چیست

نتایج: . در یک جمع بندی کلی میتوان گفت،از مهم ترین مسائل در فلسفه ذهن، روشن کردن مفهوم ذهن است، یعنی این که چه ساختاری را می توان ذهن نامید. همچنین یکی دیگر از مسائل مهم در این فلسفه، بحث رابطه ذهن و بدن است. البته رابطه علّی دوطرفه میان ذهن و بدن امری است که با ادراک خویش نیز آن را درمی­یابیم و برای انکار آن نیاز به دلایل بسیار قوی و قدرتمندی داریم. بنابراین می توان گفت: می توانیم حالات ذهنی را همچون پدیده های فیزیکی تفسیر کنیم.

 

واژگان کلیدی: فلسفه، ذهن، فلسفه تحلیلی، پدیدارشناسی،معرفت شناسی ، امور فیزیکی.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 11:28  توسط فهیمه رستگاری  | 


                                    روانشناسی رنگها

برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:


قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.

دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.

ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.


خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.


سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.


فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 13:34  توسط فهیمه رستگاری  | 

آشنایی با حرفه روانشناسی



اگر چه تمامي افراد جامعه هر روزه با كلمه روانشاسي و روان‌شناس برخورد دارند، اما در بيشتر مواقع نسبت به كار حرفه‌اي روان‌شناس و خدماتي كه روان‌شناسان مي‌توانند به جامعه ارائه دهند، تصور كامل و درستي ندارند. حتي بسيار مشاهده شده كه افراد تحصيل كرده نيز دچار شناخت نادرست و يا ناقصي از فعاليت حرفه‌اي روان‌شناسان هستند. براي آشنايي بيشتر، گفت‌وگويي با آقاي دكتر آقايوسفي روان‌شناس و مديرفني مركز مشاوره نگاه خرد ترتيب داديم تا پيرامون موضوع اطلاعات بيشتري به خوانندگان محترم بدهيم.
ـ به عنوان اولين سؤال، تخصص‌هايي كه دريك مركز مشاوره روان‌شناسي وجود دارد، كدامند؟
ـ در يك مركز مشاوره، معمولاً روان‌شناسان باليني ـ مشاورين ـ متخصصين اجراي آزمون‌هاي رواني و مددكاران فعاليت دارند. البته يك روان‌پزشك نيز معمولاً با مركز همكاري دارد كه در موارد لزوم مراجع به آن‌ها ارجاع مي‌شود.
ـ تفاوت بين هر كدام از اين تخصص‌ها چيست و در چه صورت بيماران به آنها ارجاع مي‌شوند؟
ـ اولاً در حرفه‌ي روان‌شناسي، ما در مرحله اول با بيمار طرف نيستيم و كساني كه به مركز مشاوره مراجعه مي‌كنند را مراجع مي‌ناميم. تنها در مواردي كه تشخيص بيماري خاصي بر كسي گذاشته شود، در آن صورت مي‌توان مراجع را بيمار ناميد. پس در مرحله اول ما مراجعيني داريم كه به مركز مشاوره مراجعه مي‌كنند. اما تفاوت بين متخصصين يك مركز مشاوره:
روان‌شناسان باليني، آن دسته از متخصصيني هستند كه نه تنها به تشخيص و درمان بيماري‌هاي رواني مي‌پردازند، بلكه به مردم كمك مي‌كنند تا از بروز آنها پيشگيري كرده و احساس خوشايندي نسبت به زندگي خويش داشته باشند. به عبارت ديگر روان‌شناسان باليني به مردم كمك مي‌كنند تا با خود و جهان خارج به يك سازش نسبي دست پيدا كنند و از زندگي خود لذت ببرند. اين افراد داراي مدرك كارشناس ارشد و يا دكترا در زمينه روان‌شناسي باليني هستند. مشاورين آن دسته از متخصصيني هستند با مدرك كارشناسي ارشد كه در زمينه مشكلات و مسايل روزمره مردم از جمله: خانواده ـ ازدواج ـ تربيتي ـ شغلي ـ تحصيلي ـ روابط بين فردي و ... به مراجعين خدمات مي‌دهند. گاهي در طول مشاوره يا درمان، لازم است با كمك آزمون‌هاي رواني، وضعيت مراجع روشن‌تر شود، همانگونه كه مثلاً در مراجعه به پزشك، انجام آزمايش خون مي‌تواند در تشخيص پزشك كمك كند، آزمون‌هاي رواني هم مي‌توانند به مشاور و روان‌شناس در تشخيص مشكل ياري رسانند. اما در مواقعي روان‌شناس باليني پس از ارزيابي و تشخيص، متوجه شديد شدن علائم بيماري در فرد شوند، به طوري كه براي كنترل علائم، روان‌شناس بيمار را به روان‌پزشك جهت دارودرماني به طور همزمان با روان‌درماني معرفي مي‌كنند.
ـ آيا در صورت ارجاع مراجع به روان‌پزشك، وظيفه درماني روان‌شناسان باليني به اتمام مي‌رسد؟
ـ خير ـ در واقع مشكل اصلي كه در مراجعين ما وجود دارد، همين نگرش نادرست است. براي روشن شدن مسئله لازم است در قالب يك مثال توضيح بيشتري بدهم. فرض كنيد فردي دچار افسردگي حاد شده است، تصور نادرستي كه در اكثر مردم است اينكه بايد اين فرد به روان‌پزشك مراجعه كند. اگر چه روان‌پزشك با تجويز دارو مي‌تواند تا حدي مشكل فرد را حل كند اما در واقع مشكل به صورت اساسي برطرف نشده چرا كه از لحاظ روان‌شناختي، فرد زماني دچار اختلال افسردگي مي‌شود كه ساختار ذهني وي درگير تفكرات منفي نسبت به خود و دنياي پيرامون خود شده است. به همين دليل هم افراد دچار افسردگي، تمايل به خودكشي دارند. در چنين شرايطي، تجويز صرف دارو تنها تغييرات شيميايي را در سطح مغز فرد ايجاد مي‌كند كه البته عوارض جانبي زيادي هم به دنبال دارد اما در واقع مسئله اصلي در فرايند فكر و انديشه فرد است كه با داروي تنها اين فرايند تغيير نمي‌كند. به اين لحاظ در كشورهاي پيشرفته، درمان يك فرد افسرده كه مثال ما را تشكيل مي‌داد در قالب يك تيم روان‌پزشك و روان‌شناس صورت مي‌گيرد. چرا كه داروهاي موجود مي‌توانند زمينه كار روان‌شناس باليني را براي درمان‌هاي عميق غيردارويي مثل روان‌كاوي،‌ درمان‌هاي شناختي ـ رفتاري و ساير تكنيك‌هاي درماني فراهم نمايند. بنابراين درماني كامل است كه ضمن گرفتن دارو در موارد ضروري، درمان روان‌شناختي غيردارويي نيز همراه شود. اما همانگونه كه اشاره شد، در بيشتر موارد، مردم به لحاظ نداشتن آگاهي، براي مشكلاتي مثل افسردگي، اضطراب، وسواس و موارد ديگر به روان‌پزشك مراجعه مي‌كنند و صرفا به مصرف دارو بسنده مي‌نمايند كه اين فرايند درمان ناقص است. بدتر اينكه در مواقع بسياري ديده شده كه افراد در مراجعه به پزشك عمومي از اختلال در خوابشان شكايت مي‌كنند و متأسفانه برخي پزشكان نيز با دادن آرامش‌بخش‌ها كه برخي از آنها مي‌تواند در فرد وابستگي (اعتياد) ايجاد كند را به راحتي تجويز مي‌كنند، غافل از اين كه اين داروها تنها معلول يعني ناآرامي را برطرف مي‌كنند و علت كه مشكلات فكري فرد است همچنان باقي مانده و حتي ممكن است در درازمدت بيشتر و بيشتر هم بشود.
ـ مردم از كجا بايد بدانند در چه مواردي به چه تخصصي مراجعه كنند؟
ـ بهترين توصيه مي‌تواند اين گونه باشد كه اگر دچار مشكلي شديد، مي‌توانيد با تماس با مراكز مشاوره و طرح آن، راهنمايي لازم را بگيريد. به عنوان مثال در مركز ما، پذيرش داراي مدرك كارشناسي روان‌شناسي باليني است و تماس‌گيرنده و يا مراجعه كنند مي‌تواند با طرح مشكل خود از پذيرش راهنمايي لازم را براي كسب خدمات بگيرد. لازم است بدانيم كه در يك تقسيم‌بندي ساده، مراجعين در سه سطح تقسيم مي‌شوند: سطح اول: سطح مشاوره و راهنمايي است و مربوط به افرادي است كه در روند زندگي خود دچار مشكل شده، مثلاً مشكل در تربيت فرزند، مشكل در انتخاب همسر، مشكل در ارتباط با همسر و موارد مشابه. در اين موارد كه اسم آن را پيشگيري مي‌گذاريم، فرد با كسب اطلاعات لازم از مشاورين روان‌شناس مي‌تواند بهترين مسير را براي حل مشكل دنبال كند. در سطح دوم: مواردي است كه يك مشكل حل نشده، فرد را دچار اضطراب شديدتر نموده و اين وضعيت در روند زندگي فرد نيز مشهود و تأثيرگذار است. در چنين مواردي مشاوره با هدف تشخيص و آموزش مراجع براي حل مشكلات اساسي‌تر فعاليت مي‌كند. سطح سوم: شامل آن دسته از مراجعيني مي‌شود كه مشكلاتشان حادتر شده و نياز به مشاوره و درمان دارند، از جمله كساني كه دچار وسواس فكري يا عملي، افسردگي، بيماري‌هاي روان‌تني و ... هستند. تشخيص اينكه كدام مراجع به كدام مشاور يا روان‌شناس مراجعه كند، مي‌تواند از وظايف پذيرش مراكز مشاوره باشد.
ـ در توضيحاتتان به بيماري‌هاي روان‌تني اشاره كرديد، اگر ممكن است در مورد اين بيماري‌ها توضيح بيشتري بدهيد.
ـ‌ مغز پيوند دهنده ميان جسم و سازمان رواني است. وقتي ما رويدادي را ناراحت كننده يا اضطرابي دريافت مي‌كنيم، مغز اين اطلاعات را دريافت كرده و به اندام‌هاي بدن دستور مقابله مي‌دهد. به اين ترتيب عضلات، قلب و عروق، دستگاه ايمني، غدد درون‌ريز و مانند آن فعاليت‌شان را افزايش يا كاهش مي‌دهند تا سازمان رواني با رويداد استرس‌زا سازگاري پيدا كند. اما اگر اين فشار و استرس طولاني باشد، تغييرات طولاني مدت در فعاليت‌ اندام‌هاي بدن موجب بيماري‌هايي مي‌شود كه كاملاً جسماني هستند به عنوان نمونه مي‌توانيم از فشار خون، بيماري‌هاي قلبي و عروقي، سردردهاي تنشي، بيماري‌هاي سيستم گوارشي، دردهاي موضعي عضلات از جمله كمر درد و بسياري بيماري‌هاي جسمي ديگري را نام ببريم كه فشار طولاني مدت زمينه‌ساز آنها مي‌باشند.
ـ برخي هزينه‌هاي مشاوره را بالا مي‌دانند، به نظر شما آيا هزينه‌هاي مشاوره زياد است؟
ـ مشاوره و روان‌درماني انرژي زيادي از روان‌شناس مي‌گيرد و نيازمند مطالعه و تلاش زيادي است. روان‌شناسان نمي‌توانند تعداد زيادي بيمار يا مراجع را در يك روز ويزيت نمايند. در تمام دنيا هزينه‌هاي اين حرفه بسيار بالاست اما در ايران اين هزينه‌ها به نسبت بسيار پايين هستند. در هر حال، روان‌شناس براي به روز ماندن و حفظ كيفيت بايد بتواند حداقلي از نيازهاي مادي خود را تأمين كند. اگر شما مقايسه‌اي بين يك روان‌شناس و يك پزشك را داشته باشيد، خود اذعان مي‌كنيد كه هزينه يك روان‌شناس مي‌بايست بيشتر باشد، چرا كه يك پزشك و حتي متخصص در طول يك ساعت بيش از 10 بيمار را ويزيت مي‌كند در حالي كه يك روان‌شناس براي هر مراجع 50 تا 60 دقيقه وقت صرف مي‌كند. البته در كشورهاي ديگر سازمان‌هاي بيمه‌گر به كمك مردم براي تأمين هزينه‌هاي روان‌شناختي مي‌آيند اما در ايران تا كنون سازمان‌هاي بيمه‌گر اقدام سازمان يافته‌اي براي اين مورد نكرده‌اند.


:

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 14:38  توسط فهیمه رستگاری  | 

تعریف روانشناسی تربیتی






روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشته‌هایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائی‌های تحصیلی یاد گیرندگان می‌پردازد. به عبارتی روان شناسی تربیتی شاخه‌ای از علم روان شناسی است که هدف آن کمک به دست اندرکاران تربیت در برخورد درست با مسائل آموزشی و تربیتی است.

دید کلی
تربیت معادل اصطلاح انگلیسی education است که گاهی نیز به پرورش ترجمه شده است. در هر حال تربیت عبارت است از جریانی منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی ، شناختی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی یا بطور کلی رشد شخصیت افراد در جهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست. به این ترتیب واژه تربیت معنی کلی‌تری می‌یابد و از آنجا که نظام تربیتی ، نظامی گسترده است، روان شناسی تربیتی در بدو تاسیس عمده زمینه‌های تربیت را شامل می‌شد، اما با رشد سایر حوزه‌های روان شناسی حیطه عمل آن محدودتر گشته و تنها مسائل تربیتی مربوط به شرایط آموزشگاهی و آموزش را شامل شد.
تاریخچه
از زمانی که « ویلهلم وونت » (Willhelm Wundt) در سال 1879 آزمایشگاه روان شناسی خود را در دانشگاه لایپزیک تاسیس نمود، همه پژوهشهایی که از آن پس در مورد مسائل رشد آدمی ، تفاوت فردی ، هوش ، انگیزش ، یادآوری و فراموشی ، ارزشیابی تحصیلی ، شیوه‌های یادگیری و هر نوع پژوهشی که با آموزش و پرورش ارتباط داشته است، انجام گرفتند، ستون اصلی روان شناسی تربیتی را تشکیل می‌دهند. نخستین کتاب روان شناسی تربیتی که به وسیله « ثرندایک » (Thorndike,E.L) در سال 1913 انتشار یافت، به تحقیق در مورد طبیعت و فطرت آدمی تفاوتهای فردی و قانونهای یادگیری پرداخت و مسائل آموزشی را با روشهای علمی توصیفی و آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
نقش و تاثیر در زندگی
امروه رونق اقتصادی ، پویائی فرهنگی ، آسایش عمومی و بطور کلی توانائی صنعتی و خودکفائی هر جامعه‌ای به نظام آموزشی برتر و پیشرفته‌تر آن وابسته است. زمانی که به دستگاههای عظیم آموزشی در کشورهای قدرتمند جهان نظر بیافکنیم، مشاهده می‌کنیم که چه نیروی بزرگی و با چه برنامه‌های سنجیده‌ای برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ، کارگران فنی ، مهندسان ، حسابداران ، مدیران ، معلمان و بسیاری متخصصان دیگر دست‌اندرکارند و برای تربیت مدرسان و کارشناسان هر یک از این رشته‌ها سازمانهای گوناگون دیگری با برنامه‌ها ، تکنیکها و روشهای خاص به فعالیت ادامه می‌دهند. موفقیت این سازمان آموزشی ، وابستگی تام به اجرای درست یافته‌ها و دستاوردهای روان شناسی تربیتی دارد.
ساختار
ساختار عمل روان شناسی تربیتی بطور کلی در سه مرحله انجام می‌گیرد: در مرحله نخست که فعالیتهای پیش از آموزش نامیده می‌شود، مواردی چون بررسی اهداف شناختها و ویژگیهای یاد گیرنده را در برمی‌گیرد. در مرحله دوم یا فعالیتهای ضمن آموزش مسائلی چون انگیزش _ فرایند یادگیری ، ویژگیهای معلمان و تدریس موثر مورد بحث قرار می‌گیرد و آخرین مرحله یا فعالیتهای پس از آموزش ، به موضوع ارزشیابی از عملکرد اختصاص دارد.
شیوه عمل
در هر یک از ساختارهای فوق ، روان شناسی تربیتی با استفاده از شیوه‌های پژوهش علمی به شناسایی مسائل تربیتی می‌پردازد. شیوه عمل آن هر چند کاملا از دسته پژوهشهای آزمایشی در علوم تجربی نیست، اما به روشهای علمی و دقیق اهمیت فراوان داده می‌شود.
ارتباط با سایر علوم
روان شناسی تربیتی دانشی است که به دین ، فلسفه و پژوهشهای آزمایشگاهی وابسته است. به ویژه با روان شناسی علمی پیوندی استوار دارد. در این حوزه با روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی کودک ، اندازه گیری و ارزشیابی و روان شناسی یادگیری مرتبط است.
کاربردها
روان شناسی تربیتی نقش کارسازی در شناخت شاگردان ، تربیت معلمان و طرح و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی به عهده دارد. تدوین و طرح ریزی محتوای درسی سالهای مختلف تحصیلی بر پایه اصول و کشفیات روان شناسی تربیتی ، آشناسازی معلمان با شیوه‌های تدریس نوین که حاصل پژوهشهای روان شناسی تربیتی است و کاربست دیگر یافته‌های تربیتی در شرایط آموزشگاهی به بهبود عملکرد یاد گیرندگان و در نتیجه رسیدن به اهداف جزئی و کلی تربیتی در سطح فردی و جامعه خواهد شد.

با شناخت تاثیر مهم یافته‌های این شاخه از علم در پیشرفت فرد و جامعه توجه بیشتری بر این علم مبذول می‌شود. استفاده از یافته‌های این علم سرعت بیشتری را در رشد علمی ، تکنولوژیک اقتصادی و ... جامعه خواهد داشت.
مباحث مرتبط با عنوان

    * تربیت
    * روان شناسی انگیزش
    * روان شناسی رشد
    * روان شناسی شخصیت
    * روان شناسی علمی
    * روان شناسی کودک
    * روان شناسی یادگیری
    * شیوه‌های یادگیری
    * نظریات یادگیری
    * هوش

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 14:30  توسط فهیمه رستگاری  |